عادت به سکوت سرد،به چهره ی زرد از ترس،عادت به درد،عادت به زندگی،عادت به روز به شب به گذر وقت و فرصت ها.
عادت به بودن ها،نبودن ها،عادت به مرگ ماهی ها، تولد سنجاقک ها...
عادت به حرف های نگفته،به دیدن و نادیدن ها،به دل های شکسته، دلدادن ها،دل بریدن ها ....
عادت به چای تلخ،به ماه پشت ابر،به دستهای گرم و نگاه های سرد سرد!
عادت به کشتن احساسات،به گم شدن پس دیوار های بلند،به موی پریشان زنان و دستهای تنگ مردان
(من به این همه عادت، عادت دارم.)
+ فرهنگ معین: (دَ) [ ع . عادة ] (اِ.) 1 - آن چه که انسان به آن خو بگیرد. 2 - اعتیاد. ؛~ مألوف عادتی که بخشی از رفتار همیشگی شخص شده باشد.

عادت کرده ایم.....
من
به چای تلخ اول صبح
تو
به بوسه ی تلخ آخر شب
من
به اینکه تو هربار حرف هایت را
مثل یک مرد بزنی
تو
به اینکه من هربار مثل یک زن گریه کنم(لیلا کرد بچه)
+ عادت همه چیز را ویران می کند..
ازجمله عظمت دوست داشتن را..(نادر ابراهیمی)
برچسب: 68 1 kg in pounds,68 7 kg in pounds,68 8 kg in pounds,68 5 kg to lbs,68 5 cm to inches,68 37 meters to feet,68 6 kg in pounds,68 5 inches in feet,68 2 kg in pounds,68 9 kg in pounds,
نویسنده: یاسین قاسمیپور