
بعضی حرف ها را نه میتوان گفت، نه میتوان نگفت! این حرف ها را باید بغض کرد و قورت داد و زیر سیبیلی دکشان کرد. مثل شربت اکسپکتورانت دوران کودکی! همچین حرف هایی خیلی ثقیل اند.خیلی... حتی توی ماشین که خیلی خوشحالی و داری با خودت آواز میخوانی توی دلت و از آینه ی بغل به تیپ دانشجویی و چادر اتو کشیده ات میبالی می آیند و یقه ات را میچسبند و تا گریه ات را نبینند هم از رونمیروند. دربرابر این حرف ها تنها چاره ای که داری سنگ شدن است. نقطه سر خط....
ادامه مطلب
کاش میتوانستم زندگی های مختلفی را امتحان کنم،مثل لباسهای گوناگون تا ببینم کدام بیشتر به من می اید؟ سیلویا پلات ...
ادامه مطلب