
پاییز نزدیکه...اینو میشه بجز تقویم از رنگ زرد درخت روبرو فهمید. + و باد غریب، عبوس از بر شاخه ها می گذشت و سر در پی برگ ها می گذاشت... فضا را صدای غم آلود برگی که فریاد می زد و برگی که دشنام می داد و برگی که پیغام گنگی به لب داشت لبریز می کرد، و در چشم برگی که خاموش خاموش می سوخت... نگاهی که نفرین به پاییز می کرد... که توفان بی رحم اندوه به هر سو که می خواست می تاخت، می کوفت، می زد، به تاراج می برد و جانی که چون برگ می سوخت، می ریخت، می مرد (فریدون مشیری)...
ادامه مطلب
کاش میتوانستم زندگی های مختلفی را امتحان کنم،مثل لباسهای گوناگون تا ببینم کدام بیشتر به من می اید؟ سیلویا پلات ...
ادامه مطلب