
باران هم برای خودش باید قاتل تحت تعقیبی باشد.بس که مرا کشت و فرار کرد. امشب چقدر دلم میخواست تن نازکم را به دست لطیف باران بسپارم. حسرت رها کردن موهایم زیر باران و چرخیدن و چرخیدن و شیشه ی نم داری که دلم را خراش میدهد....
ادامه مطلب
خوب حسیست که خودتان جفتید و همه چیزتان جور.خوب حسیست که سرت را روی شانه اش میگذاری و لپ راستت هم سرخ سرخ است.خوب حسیست که من تو را عاشقم و تو مرا شاید. خوب حسیست که دو تا فرشته ی واقعی داریم.دوتا فرشته که یکی پادشاه کوه هاست و آن یکی ملکه ی دریاها ملکه ی باران!خوب حسیست که بازهم شهریور آمده بود فقط برای تو.تو عمیقا در دل شهریوری،تو زاده ی شهریوری،تو شهریور بود که عاشق شدی،عروس شهریور شدی،و اکنون شهریور با دعوت انار هایش میخواهد برایتان سقفی بسازد!حس خوبیست که تو و او لبخند میزنید و اتفاقات خوبی برایتان رقم میخورد و تو قرار است یک بانوی تمام عیار باشی. +مو...
ادامه مطلب